عمو فیلیپ
پدرو پسری در خیابان قدم می زد ند.
میان راه پسرک توجهش به توله سگی که با تکه ای استخوان بازی میکرد جلب شد
. پسرک بااشاره به توله سگ گفت:
- بابایی ! بابایی.. این سگ چقد شبیه عمو فیلیپه!!!!!!!!؟؟؟؟؟


- پدر : بی ادب !! این مزخرفات چیه که داری میگی؟؟؟؟؟؟؟؟!

- پسر: بابایی...عصبانی نشو.سگه که نفهمید من چی گفتم!!!!!!!!!!؟


هدف
سربازان در میدان تیر تمرین تیر اندازی داشتند.یکی از سربازان هر ۵ تیرش را با هر زحمتی به جایی زد جز سیبل(هدف)!!!!!!!!!!!!؟


سرگروهبان که از دور هوایش را داشت جلو امدو با فحشو تحقیر زیاد تفنگ را از دستش گرفت و گفت:
- بده ببینم تفنگو.بعد از اینهمه مدت هنوز تیر اندازی یاد نگرفتی؛احمق؟؟؟؟!!!!!!!
به تیر اندازیه من نگاه کن و یاد بگیر که چطوری میزنن تو هدف.

بعد تفنگ را پر کرد و تیری رها کرد.از قضا تیر اصلا به هدف نخورد؛
سرگروهبان برای اینکه ضایع نشه گفت:
- خاک بر سر؛ تو اینطوری تیر می انداختی ها !!!!؟
