X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس عاشقانه شهریور ۹۱  چاپ

تاریخ : جمعه 29 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:55 ب.ظ

افــکار عاشقـانه ام را ، جمـع که می کنـم … دسته گلی می شود ، شبیه تو ، برای تو … . . . می گویند درد را از هر طرف بنویسی درد است نمی دانند درد را از طرف تو اگر بنویسند شعر می شود . . . مهربانی ات را مرزی نیست ! یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده . . .

افــکار عاشقـانه ام را ، جمـع که می کنـم …
دسته گلی می شود ، شبیه تو ، برای تو …
.
.
.
می گویند
درد را از هر طرف بنویسی درد است
نمی دانند
درد را از طرف تو اگر بنویسند
شعر می شود
.
.
.
مهربانی ات را مرزی نیست !
یقین دارم فرشته ای  قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده . . .
.

سایر اس ام اس ها در ادامه مطلب…

.
.
در عجبم از کار خدا . . .
تو را آفریده و انتظار یکتا پرستی دارد از من . . . !
.
.
.
خوشبختی من پیدا کردن “ تو ” از میان این همه ضمیر بود . . .
.
.
.
بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا …
.

.
.
ذهنم فلج می شـــــود… وقتی می خوانمت
و تو حتی نمیگویی…
جـــــــــانم
.
.
.
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد !
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور که دلت قرص شود که من هستم ,
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
.
.
.
برگ زردی بودم در سکوت و تنهایی شب
تو شدی خورشیدم،تو مرا سبز کردی
از تو ای عشق واقعا ممنون
واقعا ممنون
.
.
.
من تو را نمی سرایم !
تو …
خودت در واژه ها می نشینی ..
خودت قلم را وسوسه می کنی !!
و شعر را بیدار می کنی !!
.
.
.
نزدیکی در فاصله نیست ، در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه ی منی
.
.
.
انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند ، ببخش اگر گاهی گم میکنم نشانی ات را
.
.
.
نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم
.
.
.
دل قصر عاطفه است ، اگر مهر خوبان زینتش نباشد ویرانه ای است ، تاریک
.
.
.
به آسمان نرسد هرکه خاک پای تو نیست / فرو رود به زمین دلی که به یاد تو نیست
.
.
.
گاهی حس آخرین بیسکوئیت ساقه طلایی رو دارم ، تنها ، شکسته !
.
.
.
دیگر پیامهایت نمی رسند ، سیم بانان را خبر کن ، شاید کاجی افتاده باشد !
.
.
.
عشق یعــنی :
سـرت را بگــیـرد در آغــوش ..
و موهـای ِ سپـیدت را ، بشمـارد دانـه دانـه !
و تـــو حـــــیرت کنــی !
کـه از کـی ، اینــقدر پـــیر شــده ای !!